تبليغاتX
قاصدک عشق

قاصدک عشق

قاصدک عشق رو خبر کن که بیاد منو از اینجا ببره ...

دل نوشته های شما عزیزان

شما میتونید هرچی که دلتون میخواد از جک مسیج بگو تا داستان غزل رو به ایمیل من ارسال تا در اولین

فرصت بزارمشون توی وبلاگ متشکرم از همتون

sokoot_jahanam@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 17:41  توسط م ه ن ا ز  | 

عاشقی درد بی درمان

بااینکه می دانم دوست داشتن گناه است

دوست دارم

بااینکه می دانم پرستش، کارکافراست

می پرستمت

بااینکه می دانم آخرعشق رسوایی است

عاشقت می شوم

پس گناهکارم،کافرم ورسوایم ولی

همچنان دوستت دارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:54  توسط م ه ن ا ز  | 

خیلی .......... دارم تورو

قلبم را شکستی به این امید که بیزارم کنی اما افسوس که بیش از پیش دوستت دارم .می دانم که اتش عشق تو مرا خواهد سوزاند و خاکسترم را بر باد خواهد داد ولی وقتی که باد ارام گرفت و خاکسترم بر جای ماند باز بر روی ان خواهم نوشت:

دوستت دارم تنها عشقم

یه روز بهم گفت: می‌خوام باهات دوست بشم؛ آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه بهم گفت: می‌خوام همیشه پیشت بمونم؛ آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه گفت: می‌خوام برم یه جای دور... جایی که هیچ مزاحمی نباشه؛ بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا. آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

بهش لبخند زدم و گفتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز تو نامه‌اش نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم. آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

یه روز دیگه یه نامه نوشت و توش نوشت: من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه می‌دونی! من اینجا خیلی تنهام...

براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: آره فکر خوبیه؛ منم خیلی تنهام...

حالا دیگه اون تنها نیست... و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم میکنه اینه که اون نمیدونه من هنوزم خیلی تنهام...

  بابا نظر خیلی کمه یادت نره

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:53  توسط م ه ن ا ز  | 

ازياد نمي برم تو را

ازياد نمي برم تو را

و

عشق زيباي تو را

لحظه قشنگ دوست داشتن

و

به اوج رسيدن

خواستني و تمام نشدني

حالا اينجا کنار اين همه خاطرات باراني

تنها به تو مي گويم دوستت دارم

که مي خواهم بماني ؛بمانم

نه در لحظه ها و ثانيه ها

نه!

که در تمام نفسها

بي دريغ تر از هميشه

حضور معطر تو بودن درست ان زمان که نيستي

و

لحظه ها با بوي خاطراتمان جان مي گيرد

مي مانند

براي من يک نگاه تو همين قدر که بدانم هستي کافيست

حالا همين جا وهر جا که نباشم وباشي

يک حس اشنا

مرا با خود مي برد فرياد مي زند

که هستم با تو

کنار تو

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:26  توسط م ه ن ا ز  | 

عاشقتم...

دلم خواهد همه سوزم تو باشي
وفا دارم شب و روزم تــــو باشي

كه با او دل به دل دوزم تو باشي

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلي...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:25  توسط م ه ن ا ز  | 

بازم پیچوندی

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:24  توسط م ه ن ا ز  | 

دوست دارم تورو....!!!!؟؟

دوستت دارم تا همیشه ... تا ابد ... دوستت دارم تا جنون ... تا دیوانگی ... دوستت دارم تا گریه ... تا بهانه ... دوستت دارم تا خاطره ... تا مهربانی ... دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ... دوستت دارم تا انتظار ... تا تحمل ... دوستت دارم تا زخم ... تا ضربه ... دوستت دارم تا شکستن ... تا عذاب ... دوستت دارم تا امید ... تا خیال ... دوستت دارم تا دوباره ... تا دیدار ... دوستت دارم تا عشق ... که برتر و بدتر از آن نمی شناسم ... دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 14:22  توسط م ه ن ا ز  | 

شعر زيباي (آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟) از استاد شهريار

برو ادامه مطلب ببین شهریار چی گفته !!!!         
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:3  توسط م ه ن ا ز  | 

خیلی جالبه نه؟

قلبم را شکستی به این امید که بیزارم کنی اما افسوس که بیش از پیش دوستت دارم .می دانم که اتش عشق تو مرا خواهد سوزاند و خاکسترم را بر باد خواهد داد ولی وقتی که باد ارام گرفت و خاکسترم بر جای ماند باز بر روی ان خواهم نوشت:     برو ادامه مطلب بخون وای.....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:1  توسط م ه ن ا ز  | 

عشق تنها کلمه قشنگ

زود برو ادامه مطلب که دز دستت رفت     
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:58  توسط م ه ن ا ز  | 

یک نوشته خیلی جالب قشنگ

خیلی قشنگه ازرش داره بری ادامه مطلب انتهای عاشقی     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:56  توسط م ه ن ا ز  | 

شعر بسیار زیبای خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم

لطفا برای دیدن این شعر زیبا به ادامه بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:52  توسط م ه ن ا ز  |